ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

701

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

سلطان افريقيه ، ايده اللّه ، براى فرستادن اين هدايا سفينه‌اى ترتيب داد و زن و فرزند مرا نيز در آن جاى داد ، زيرا راه دريا از خشكى آسانتر و نزديكتر است . چون اين كشتى به بندر اسكندريه رسيد دستخوش طوفان گرديد و بيشتر چيزهايى كه در آن بود غرق شد . هم آن اسبان و امتعه و هم زن و فرزند من . براستى آن اسبان كه طعمهء امواج شدند همه زيبا و اصيل بودند . از آن مهلكه تنها رسولى كه از سوى آن سلطان همراه هدايا آمده بود جان به سلامت برد . رسول نزد سلطان مصر آمد و مراتب مودت سلطان مغرب تقرير كرد و سلطان به كرم و بزرگوارى بپذيرفت و به خاطر او مهمانيها داد و محفلها ترتيب داد . چون رسول خواست نزد فرستندهء خود بازگردد بسيارى جامه‌هاى وشى معلم ، بافته شده در عراق و اسكندريه كه در قيمت نمىگنجيدند براى او به دست همان رسول ، چنان كه عادت ملوك بزرگ است در ارسال هدايا ، گسيل فرمود . من نيز نامه‌اى در ستايش او به سبب ارسال آن هدايا و استوار داشتن رشته‌هاى مودت همراه با رسول فرستادم . سلطان افريقيه در پاسخ از من پوزش خواست و بار ديگر براى سلطان هدايايى فرستاد . چون حجاج در سال 788 از مغرب به مصر آمدند كه به مكه روند كاروان بزرگى از مغرب همه از دولتمردان و بزرگزادگان با انواع هدايا و اسبان زيبا و اصيل برسيد . سلطان آنها را بنيكى بپذيرفت . رسول نامهء سلطان افريقيه را تقديم كرد . نامه خوانده شد و آورندهء آن مورد اكرام خاص واقع گرديد . سلطان باب انعام بگشود و راهتوشهء حجاج را چنان كه بايد مهيا نمود و سران كاروان را سفارش كرد كه هيچ خدمتى را فرونگذارند . رسول افريقيه حج بگزارد ، و موفق بازگرديد . سلطان او را با هدايايى از همان جامه‌ها - به حد وفور - و بسيارى طرايف ديگر بازگردانيد و اين امور سبب شد رشته‌هاى مودت ميان آن دو هر چه استوارتر گردد . من خداوند را سپاس گفتم كه سعى من هر چند اندك بود اثر كرد و چنان حاصلى به بار آورد . از جمله حجاجى كه از مغرب آمدند يكى بزرگ عرب از بنى هلال ، يعقوب بن على بن احمد امير قبيلهء رياح بود كه در حوالى قسنطينه و بجايه و زاب مىزيستند او با گروهى از فرزندان و خويشاوندان خود آمده بود . و از آن جمله بود عون بن يحيى بن طالب بن مهلهل كه از كعوب ، يكى از شعوب سليم ، بود كه در حوالى تونس و قيروان مىزيستند . همه حج خويش به جاى آورده و بازگشته بودند . در اواسط ماه ربيع الاخر سال 789 به بلاد خود رفتند و ما احوال اين دولت را به وجهى پسنديده در آتيه خواهيم آورد . و اللّه متولى امرها بمنه و كرمه . پايان .